رابطه بین هدفهای بلند مدت استراتژیها و سیاست را بیان نمائید؟

استراتژی موضوعی محوری است که جهت گیری همه برنامه های دیگر را تعیین میکند.هدف سازمانی هدفی است که سازمان تلاشهای خود را بسمت آن هدایت میکند.اهداف مبنایی را برای برنامه ریزی سازماندهی ایجادانگیزه و کنترل فراهم می آورند.مثل قطب نما که جهت را مشخص میکند.مدیران باید از اهداف سازمانی بعنوان راهنمایی برای تصمیم گیری و افزایش کارایی و ارزیابی عملکرد استفاده کنند.دراکر میگوید سازمانها باید درصدد دستیابی به چند هدف باشند.

اهداف باید براساس زمینه هایی چون 1- جایگاه در بازار 2- نوآوری 3- قابلیت تولید4- سطح منابع5- سودآوری 6- کارایی و توسعه ی مدیریت 7- عملکرد و دیدگاه کارکنان 8- مسئولیت اجتماعی تنظیم و دارای ویژگیهایی چون دست یافتنی  (حقق پذیر) – نیاز به تلاش مطلوب بگونه ای که  کارکنان خود را برای رسیدن به آن ترقی دهند- ویژه با کیفیت بالا-واقعی قابل درک – انعطاف پذیر-قابل اندازه گیری- چالشگر-دارای سلسله مراتب باشد.پاسخگو بودن سازمانهای دولتی در برابر شهروندان سبب شده است دولتها به افراد جامعه از منظری جدید و به مثابه مشتریان بخش خصوصی نگریسته و تلاش کنند حداکثر رضایتمندی را برایشان فراهم سازند.در عصر حاضر رویکرد سازمانهای دولتی به مقولات کارایی و اثربخشی دچار یک دگرگونی اساسی شده  و رویکردهای جدید بر خلاف رویکردهای سنتی شاخصهای مختلفی را که عمدتا غیرمالی اند مورد توجه قرار داده اند و سلامت اداری و نظام اداری و اجرایی و رضایت مردم یکی از شاخصهای بهبود عملکرد سازمانهای دولتی است و در صورت عدم توجه به آنها بحرانهایی چون مشروعیت نظام بحران اعتماد عمومی بحران مشارکت عمومی و همگرایی ایجاد میشود و بهبود عملکرد سازمانهای دولتی قدرت پاسخگویی سازمانها و توانمندی رقابتی را افزایش میدهد.

هدفهای بلند مدت یعنی نتیجه های خاصی که سازمان می کوشد پس از تعیین ماموریت خود بدست آورد و چون معین کننده مسیر است برای موفقیت سازمان ضروریست.

استراتژی ها ابزاری هستند که سازمان میتواند بدان وسیله به هدفهای بلند مدت خود دست یابد.

سیاستها:ابزاری اند که بدان وسیله میتوان باهداف سالانه دست یافت.مقصود از سیاست رهنمودها مقررات و رویه هایی اند که سازمان برای دستیابی به اهداف اعلام شده رعایت میکند.

هدفهای بلند مدت بیانگر نتایج مورد انتظار از اجرای استراتژی های مشخصی میباشد.

استراتژیست ها چگونه میتوانند اطمینان بیابند که استراتژی به شیوه ای اثربخش به اجرا در خواهد آمد؟

آنچه که یک استراتژی را اثر بخش میسازد و سبب تمایز بین استراتژی و استراتژیست ها با یکدیگر میشود درونمایه اصلی آن است.بدلیل تحولات محیطی روشهای دیروز الزاما امروزه اثربخش نخواهند بود.منتزبرگ معتقد است که برنامه ریزی فرایندی تحلیلی است و فرایندهای تحلیلی نمی توانند استراتژیهای اثربخش خلق کنند.استراتژی حاصل سنتز خلاقانه ذهنی میباشد.استراتژی میبایست برمبنای واقعیات عینی نه تصورات ذهنی و برای محیطی خاص بنا گردد.باز خورد یعنی کسب اطلاعات در خود تنظیمی اهداف از قبل تعریف شده است در خود انطباقی که فراتر از خود تنظیمی است هدف خط قرمز نیست و میتوان با انطباق آنرا تغییر داد.